دلم شکسته... - تاریخ: 1397/8/22 ساعت: 18:58
این روزها دلم شکسته واقعا به جایی رسیدم که نمیدونم باید چطوری حالمو توصیف کنم اونقدر بی قرار و نا ارومم که دیگه ارزوی هر چیزی دارم جز زنده موندن. هیچ چیز این زندگی هیچوقت مطابق میل من نبوده همیشه دلم از همه شکست لعنت به دل من که اینقدر زودرنجه هسرم همسرم که از همه انتظار بیشتری ازش داشتم از همه دورت...
بی رحمی - تاریخ: 1397/8/22 ساعت: 18:58
ارتین جان پسرم چشمای مامان چهار روزه که خشکی به خودش ندیده مدام خیسه میدونی چرا؟چون دلم شکسته از پدرت از مادر بزرگ هات از تمام کسایی که انتظار داشتم کنارم باشن بیشتر از همه از پدرت امیدوارم روزی بتونم این روزها رو فراموش کنم که زمانی با وجود اینکه تورو باردار بودم تنهام گذاشت و من مدام احساس تنهایی ...
تنهاترینم.... - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 19:36
تنهاییم را به گردن کسی نمی اندازم...گردن هیچ کس تاب این همه سنگینی را ندارد...هیچ گاه تنهاییم را به حراج نمیگذارم...فصلش که برسد خودشان میخرند!!!!!!!
دوباره..... - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 19:36
دوباره امشب......... غصه ها هوس کرده اند غمگینم کنند! به سراغم امده اند تا یاداور شوند اشتباهات گذشته را ...افسوس دیگر بازگشتنی نیستند لحظه ها را میگویم.. همان هایی که بند بند وجودم را به لرزه در می اورند همان هایی که از قانون عجایب پیروی میکنند... اری در اوج تلخی,شیرین ترین بودند! اما حالا دیگر حتی...
یا حسین....... - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 19:36
سلام به همه شما عزیزان اول از همه ایام سوگواری امام حسین (ع)رو بهتون تسلیت میگم.و بعد باید بابت طولانی شدن زمان نبودنم عذرخواهی کنم.این روزها تو هر کوی و برزن خیلی خوب حال و هوای محرم رو میشه حس کرد....عذاداری ها،تکیه ها،خیمه ها،بوی غذای نذری ......همه و همه یادآور اینه که وقتش رسیده تا به خودمون بی...
نمیدونم دروغه..... - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 19:36
روزها که میگذره سردر گمی من بیشتر میشه...بیشتر سر در گم میشم که تکلیفم تو این دنیا چیه؟نمیدونم حرفای کسی که تمام زندکی منه دروغه یا نه؟نمیدونم عشقشو باور کنم یا نه؟ چیزی که من تو این سالها کشیدم هیچ کس درک نمیکنه.اصلا تو فکر کسی حتی تو خیالش جا نمیشه... حالا سر دو راهی گیر کردم نه میتونم فراموشش کنم...
دروغ بود.. - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 19:36
امروز که دارم مینویسم 5 ماه از آخرین زمان آپ شدنم میگذره به همین زودی 5 ماه گذشته 5 ماه پر درد و رنج که با همه سختی ها بازم گذشت. عذر میخوام تأخیرم طولانی مدت شد.امروز جمعه است و من حدود 2 ماه که از کسی که تمام زندگیمو مال خودش کرده بی خبرم دریغ از حتی یک پیام..... آی....روزگار فعلا هرجری دلت میخواد...
سه نقطه... - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 19:36
بذار پشت سرم هر چی میخوان بگن!اونا جاشون همونجاست!دقیقا پشت سرم... کفش های آخرین دیدارمان را برق می اندازم اما...چقدر برای پاهایم کوچکند... خواستم گذشته های با او بودن را فراموش کنم زیرا آنها هم چون کفش های کودکی ام نه تنها برایم کوچکند بلکه با آنها از برداشتن گام های بلند عاجزم اما نشد... آنکه باید...
گذشت... - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 19:36
امروز 5 سال از اخرین نوشته میگذره 5 سال که گذشت با هر درد و رنجی بود 4 سال انتظار باعث شد بالاخره من در 27 اذر ماه 1395 به خواسته دلم برسم به کسی که مدام ازش مینوشتمکسی که بدون اون زندگی برام جهنمی بیش نبود حالا من اون دختر 5 سال پیش نیستم خیلی از دغدغه هام رفع شدن و دغدغه های جدید جاشونو گرفتن خیلی...
برای همسرم... - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 19:36
مرد مهربون من امروز با وجود حضورت تو تمام لحظه هام بازم دلم گرفته بود. نمیدونم چرا ولی همش احساس خستگی داشتم نه اینکه تنم خسته باشه نه حس میکردم حتی فکرمم خستست.موقع رفتن به خونه اشکام دراومد احساس میکردم دیگه تحمل این همه سختی از ظرفیت من خارجه. میگفتم چطوری این همه بدهی و قرض رو بدم من فقط تورو دا...